پروندهی کلاریس لیسپکتور در ناممکن:
۱۹۲۰- کلاریس لیسپکتور دهم دسامبر در روستای کوچک چیچلنیک در غرب اوکراین متولد میشود.
۱۹۲۱- در فوریهی این سال کلاریس که دوماهه بود، به همراه پدر و مادر و دو خاهرش به شهر ماسیو مرکز استان آلاگواس برزیل مهاجرت میکند. زبان پرتغالی به زبان بومی کلاریس بدل میشود.
۱۹۲۴- خانواده به شهر رسیف مرکز استان پرنامبوکو مهاجرت میکند.
۱۹۲۹- شاگرد کلاس دوم دبستان است که مادرش، ماریهتا لیسپکتور، چشم از جهان فرومیبندد.
۱۹۳۴- پدرش، پدرو، به همراه دختران از راه دریا به ریو دو ژانیرو کوچ میکند.
۱۹۳۷- بهعنوان معلم مدرسه مشغول به کار میشود.
۱۹۳۹- به دانشگاه میرود و خود را برای وکالت آماده میکند.
۱۹۴۰- پدر از دنیا میرود. کلاریس بهعنوان نویسنده در خبرگزاری آژنسیا ناسیونال مشغول به کار میشود. دورهی حکومت دیکتاتوری استادو نوو به ریاست جمهوری گتیولیو وارگاس است.
۱۹۴۳- از دانشگاه فارغالتحصیل میشود و مائوری گورگل والنته ازدواج میکند. والنته به وزارت خارجه ملحق و بهعنوان دیپلمات مشغول به کار میشود. کلاریس مجبور میشود برای شانزده سال خارج از برزیل زندگی کند.
۱۹۴۴- نخستین رمان خود “نزدیک قلب وحشی” را منتشر میکند.
۱۹۴۵- برای نخستین رمان خود برندهی جایزهی گارسیا آرانخا میشود. نقاش ایتالیایی معروف جورجو دی چیریکو پرترهای از او میکشد.
۱۹۴۶- دومین رمان خود را “چلچراغ” را منتشر میکند که نوشتن آن را در برزیل آغاز کرده و در ناپل ایتالیا به پایان رسانده بود.
بار دیگر با همسرش به اروپا مهاجرت میکند و این بار در شهر برن اقامت میگزیند.
۱۹۴۷- برای نخستین بار برف میبیند.
۱۹۴۸- نخستین پسرش پدرو به دنیا میآید. رمان “شهر در محاصره” را به پایان میرساند و به ریو دو ژانیرو بازمیگردد.
۱۹۵۰- به اروپا بازمیگردد و این بار به شهر تورکی انگلستان.
۱۹۵۲- به ریو بازمیگردد و برای روزنامهی کومیسیو، ستونی با عنوان “در میان زنان” مینویسد. با خانواده به واشنگتن مهاجرت میکند و پسر دومش را در آمریکا به دنیا میآورد.
۱۹۵۴- نخستین چاپ فرانسوی رمان “نزدیک قلب وحشی” با طرح جلدی از هانری ماتیس منتشر میشود.
۱۹۵۶- نوشتن رمان “سیب در تاریکی” را به پایان میبرد.
۱۹۵۹- از واشنگتن برای مجلهی برزیلی سینیور مقالاتی مینویسد. با همسرش متارکه میکند. به ریو بازمیگردد و ستون نویسی در روزنامهی کوحیو دا مانیا را آغاز میکند.
۱۹۶۰- نخستین مجموعهی داستانهای کوتاهش “پیوندهای خانوادگی” در برزیل به چاپ میرسد.
۱۹۶۱- رمان “سیب در تاریکی” منتشر میشود.
۱۹۶۴- دومین مجموعهی داستانهایش “لژیون خارجی” و رمان “اشتیاق به نقل از جی. اچ” منتشر میشوند.
۱۹۶۷- انتشار داستانهایش در روزنامهی ژورنال دو برزیل را آغاز میکند تا اوایل دههی هفتاد ادامه مییابد.
روز چهاردهم سپتامبر در نخستین ساعات صبح در حال سیگار کشیدن به خاب میرود و هنگامیکه از بوی دود خانهی آتشگرفته برمیخیزد تلاش میکند تا آتش را با دست خاموش کند. بهشدت آسیب میبیند، بهویژه دست راستش که با آن مینویسد.
۱۹۶۹- بیست و دوم ژوئن، در تظاهراتی علیه دیکتاتوری نظامی به همراه طیف گستردهای از روشنفکران برزیل شرکت میکند که به “تظاهرات صد هزار” معروف میشود.
کتابی به نام “زنی که ماهیها را کشت” برای کودکان منتشر میکند.
رمان ” تلمذ یا کتاب لذتها” را منتشر میکند.
۱۹۷۱- مجموعه داستان “شادمانی نهانی” را منتشر میکند.
۱۹۷۲- نقاش برزیلی کارلوس اسکیلیار دو پرتره از او میکشد.
۱۹۷۳- رمان “آب زندگی” و مجموعه داستان “تقلید گل سرخ” منتشر میشوند.
۱۹۷۴- “زندگی خودمانی لائورا” کتابی برای کودکان، مجموعه داستان “مصائب مسیحوارِ تن”، و مجموعه داستان “شب کجا بودی” را منتشر میکند.
۱۹۷۵- در “کنگرهی جهانی زنان جادوگر” در بوگوتای کلمبیا شرکت میکند.
۱۹۷۶- جایزهی یک عمر فعالیت ادبی را بنیاد فرهنگی فدرال دریافت میکند.
۱۹۷۷- ساعت ستاره را منتشر میکند و در نهم دسامبر همین سال در اثر سرطان زندگی را وداع میگوید.
۱۹۷۸- سه کتاب از او پس از مرگش منتشر میشود: رمان “نفس زندگی” و مجموعه داستانهای “فراموشنشدن” و “تپشها”.
۱۹۷۹- “زشت و زیبا” که مجموعهای از داستانهای دوران جوانی و نیز داستانهای چند ماه پیش از مرگ اوست.
۱۹۸۴- “کشف جهان” مجموعه داستانهای منتشرشده در ژورنال دو برزیل در سالهای ۱۹۶۷ تا ۱۹۷۳٫
- - , .
برچسب:
نویسنده: دانلودی