چرا ز من بریده ای بنده ی پر خطای من؟ چرا صدا نمی زنی خدای من خدای من؟ مگر ز من چه دیده ای مگر بدی کشیده ای؟ چرا صفا نمی کنی به ذکر دلربای من؟ خدای مهربان منم کریم و میزبان منم عاشق میهمان منم بیا بیا گدای من اگر چه کرده ای خطا تباه کرده ای عطا بیا بیا دوباره ای بنده ی بی وفای من بیا بیا به نیمه شب بزن تو زانوی ادب بخوان شکسته دل مرا تا بچشی صفای من